قهرمان یا قربانی؟/ نگاهی به فیلم «متری شیش و نیم»

منتشر شده در 18 فروردین 1398
قهرمان یا قربانی؟/ نگاهی به فیلم «متری شیش و نیم»

«متری شیش و نیم» با سکانسی میخکوب کننده از تعقیب و گریز پلیس و یک جوان قاچاقچی آغاز می شود و نوید اثری تریلر و جذاب را می‌دهد.

 

الناز نعمتی: «متری شیش و نیم» با سکانسی میخکوب کننده از تعقیب و گریز پلیس و یک جوان قاچاقچی آغاز می شود و نوید اثری تریلر و جذاب را می دهد. این جذابیت همچنان در فیلم ادامه می‌کند و مخاطب کنجکاوانه تلاش صمد را برای به دام انداختن سرشاخه‌ی تولید و قاچاق شیشه را که همه قاچاقچیان خرده‌پا تنها نام او را می‌دانند ادامه پیدا می‌کند.

ناصرخاکباز اما ساده تر از آنچه مخاطب انتظار دارد به دام پلیس میفتد و از اینجا به بعد قصه وارد فاز درام گونه شده و تفاوتی محسوس با یک ساعت ابتدایی فیلم پیدا می‌کند. درواقع «متری شیش و نیم» یک تریلر یکساعته جذاب و یک درام یکساعته‌ی اغراق آمیز و شعاری است که فیلم را به اثری دوپاره تقسیم می‌کند. موقعیت دوپاره «متری شیش و نیم» را اینطور نیز می‌توان توضیح داد که همه چیز در فیلم عالی پیش میرود اما از جایی به بعد روستایی در انتخاب قهرمان اصلی فیلمش دچار تردید شده و ناصر خاکزاد را به حضور صمد ترجیح میدهد و از آنجایی که زندگی، کاراکتر و جهانبینی این دو نفر با هم تفاوت دارد، فیلم نیز دچار دوگانگی در لحن شده و بزرگترین ضربه را به دومین فیلم این کارگردان جوان می زند.

 

نیمه ابتدایی فیلم حتی درخشان‌تر از اولین فیلم روستایی «ابد و یک روز» است. صمد کاراکتری بسیار جذاب و در سینمایی ایران کم نظیر است. پیش‌تر پلیسی با خصوصیات صمد در فیلم‌ها ندیده ایم که البته بخشی از آن به ممیزی های بی منطقی برمیگردد که در مورد نیروهای انتظامی در سینمای ایران اتخاذ میشود. روستایی اما به ظرافت از این خط قرمزها گذشته و موفق به خلق پلیسی خاکستری با مختصاتی می‌شود که قبلا تنها در فیلم‌های غیر ایرانی دیده ایم.

 

صمد پلیسی وظیفه شناس و باهوش اما عصبی و تندمزاج است. او از تهدید، فحاشی و حتی برخورد فیزیکی با مجرمان و متهمان ابایی ندارد و با سماجت به دنبال مجرمی است که سال‌هاست از او تنها یک نام شنیده و موفق به دستگیری اش نشده است. کاراکتر صمد پرداخت خوبی دارد و فیلمنامه در بخش اول بی کم و کاست است اما به محض دستگیری ناصر و ورود این شخصیت به فیلم، فیلمنامه از روال منطقی خارج شده و به ورطه پرگویی میفتد. در نیمه دوم فیلم ابتدا شاهد کل کل‌های ناصر و صمد هستیم و بعد از آن شخصیت اصلی فیلم محو و ناصر جای آنرا می‌گیرد. کاراکتر ناصر عکس صمد بسیار پرحرف و برونگراست. بخش قابل توجهی از حضور و بازی نوید محمدزاده در فیلم صرف تک گویی‌هایی می‌شود که به راحتی می‌توان نیمی از آنها را بدون اینکه ضربه ای به قصه و روال دراماتیک فیلم بخورد حذف کرد. دردل‌هایی که عنوان کردن‌شان با لحنی تضرع آمیز او را از شخصیت زرنگ و پرجذبه‌ای که در ابتدای ورودش به فیلم دیده ایم دور و تبدیل به مردی رقیق‌القلب و خانواده دوست و فداکار می‌کند که هیچ سنخیتی با هیولای طماعی که صمد به دنبال شکارش بود ندارد. شاید قصد روستایی از خلق چنین شخصیتی این بوده که مخاطب با او همدلی کرده و او را دوست داشته باشد که چنین هم می‌شود. ناصر خاکزاد در سکانس‌های پایانی تبدیل به جوانی گریان می‌شود که مدام نگران احوالات خانواده اش است و از دلبستگی اش به دختری که عاشقانه دوستش دارد میگوید و در نهایت همانند یک فرد بی‌گناه قربانی می‌شود. درحالی که طبعا طبق روال ابتدایی فیلم قهرمان اصلی باید صمد باشد که  به مبارزه با قطب شر برخواسته و خواستار حذف جرایمی ست که دامنگیر جوانان و خانواده ها شده است. نگاه دوگانه ی روستایی به کاراکترهای فیلم و مشخص نبود تکلفیش برای انتخاب شخصیت اصلی و قهرمان فیلم و از همه اینها بدتر لحن شعارزده‌ی اثر در نیمه دوم، «متری شیش ونیم» را از فیلمی که می‌توانست عالی باشد به اثری متوسط تقلیل می دهد.

 

با تمام این حرف‌ها «متری شیش و نیم» به هیج وجه اثری نا امید کننده از خالق فیلم دوست داشتنی «ابد و یک روز » نیست و ما دوست‌داران نخستین فیلم روستایی را همچنان برای تماشای فیلم سومش مشتاق نگه میدارد. «متری شیش و نیم» کارگردانی متبحرانه ای دارد و بازی ها همگی درخشانند. کارگردان قادر بوده از داستان و ایده ای کاملا کلیشه ای اثری با حال و هوایی تازه خلق کند که در سینمای غرق در تکرارِ کشورمان دستاورد کمی نیست. همچنین اقبال مخاطب به این فیلم نشان میدهد همه تماشاگران و سینماروها را علاقمندان به آثار کمدی تشکیل نمی‌دهند و حتی اگر فیلمی به تلخی و گزندگی «متری شیش و نیم» به شعورشان احترام گذاشته و قصه ای روان و گیرا تعریف کند حاضرند برای تماشایش سالن‌های سینما را پر کنند.