«تنگه ابوقریب» الگوی ایرانی برای سینمای جنگی جهان است

منتشر شده در 16 مرداد 1397
«تنگه ابوقریب» الگوی ایرانی برای سینمای جنگی جهان است

بازیگر «تنگه ابوقریب» معتقد است این فیلم از نظر ویژگی‌های ساختاری و تکنیک، الگویی ایرانی برای سینمای جنگی دنیا محسوب می‌شود.

الناز نعمتی: فیلم تحسین شده «تنگه ابوقریب» از فردا در سینماهای کشور به نمایش درخواهد آمد. این فیلم روایت قهرمانانه از دفاع مردان این سرزمین از خاک ایران است. فیلم بهرام توکلی داستان رشادت‌های رزمندگان گردان عمار در حفظ تنگه موسوم به ابوقریب است. علی سلیمانی بازیگر با تجربه سینما و تلویزیون در این فیلم نقش رزمنده‌ای آذری را بازی می‌کند و مانند سایر بازیگران این فیلم در ایفای نقش درخشان عمل است.

چطور برای ایفای نقش در فیلم «تنگه ابوقریب» انتخاب شدید و وقتی فیلمنامه را خواندید چه حسی درباره آن داشتید؟

آقای سعید ملکان با من تماس گرفت و گفت نقشی در یک فیلم دارند که کاراکتری ترک زبان است که از تبریز به جبهه اعزام شده است. این کاراکتر در بخش‌هایی از فیلم به زبان آذری حرف می‌زند و اصلا هم تعصبی به آذری بودن ندارد. این رزمنده معلم ورزش، مردم‌دار و مهربان است. من آن زمان سفر بودم و وقتی از سفر بازگشتم با آقای بهرام توکلی نازنین درباره نقش بیشتر صحبت کردیم و ایشان توضیح تکمیلی را داد. از ایشان درباره سایر بازیگران فیلم پرسیدم و او جواب داد که جواد عزتی، حمیدرضا آذرنگ و امیر جدیدی نقش‌های اصلی را ایفا خواهند کرد. من بسیار از نقش و فیلمنامه استقبال کردم و می‌دانستم برایم تجربه‌ای جدید خواهد بود.

تعاملتان با بازیگران فیلم چطور بود؟

بسیار عالی. با جواد عزتی و حمیدرضا آذرنگ دوستم و قبلا تجربه همکاری داشتیم و فقط امیر جدیدی بود که قبلا با او آشنایی نداشتم. خوشبختانه ارتباط گرم و صمیمانه ما و همچنین جلسات متعدد روخوانی و تمرین باعث شد رفاقت این چهار نفر در فیلم به اصطلاح دربیاید.

یکی از بازیگران فیلم در نشست مطبوعاتی جشنواره گفته بود بازی در این فیلم فرقی با حضور در کارزار جنگ نداشت. برای شما چطور تجربهای بود؟

بجز سکانس‌های ابتدای فیلم یعنی همان سکانس های گپ و گفت رزمندگان کنار رودخانه و هویج بستنی خوردن که در پایان کار فیلمبرداری شد، همه سکانس‌های فیلم رسما جنگ بود. (می‌خندد) ما واقعا حس می‌کردیم در میدان جنگ حضور داریم. وقتی آخرین سکانس جنگی فیلمبرداری شد کنار سد دز بودیم و حمید آذرنگ از خوشحالی پرید توی آب و فریاد زد «تموم شد، تموم شد» (می‌خندد) البته این خوشحالی برای پایان فیلمبرداری نبود، به این خاطر بود که فیلم همان‌طور که می‌خواستیم به اتمام رسید. سختی فیزیکی کار واقعا زیاد بود و ما مدام در طوفانی از انفجارو دود بودیم، اما از این سختی رنج نمی‌کشیدیم و همه مصمم بودیم باید بهترین کار را ارائه کنیم.

شما هم علاقه‌مند به کارگردانی هستید و هم در این زمینه تجربه دارید. اگر بخواهید از این زاویه به فیلم نگاه کنید چه خواهید گفت؟

کارگردانی بهرام توکلی واقعا مثال زدنی است. او ذهنیتی از کلیت کار و فضا داشت و سعی میکرد این ذهینت را به ما منتقل کند و اگر ما در نقش به ذهنیت ایشان نزدیک نمی‌شدیم آن را با حوصله اصلاح می‌کرد. به نظرم نگاه او به داستان فیلم و شخصیت‌ها منحصر به ‌فرد بود و از این جهت کارگردانی ایشان را هم خاص می‌کرد، برایم این ویژگی بسیار جذاب بود. درواقع ایشان همه چیز را به ذهنیت خود شبیه می‌کرد و از این جهت می توانم بگویم از او بسیار آموختم.  او به من آموخت که دیدگاه شخصی بسیار مهم‌تر از دیدگاهی است که دیگران به انسان می‌دهند. ما معایب و محاسن دیدگاه های خود را راحت‌تر می‌فهمیم تا دیدگاه هایی که به ما القا می‌شوند. از این جهت بهرام توکلی می‌تواند الگویی برای کارگردانی باشند. کارگردانی که به همه چیز از منظر نگاه شخصی می‌نگرد.

اتفاقا منتقدان نیز در این مورد اتفاق نظر دارند که فیلم «تنگه ابوقریب» در سینمای جنگ اثری جدید و خلاقانه است که شبیه به آن را ندیده‌ایم.

شاید بزرگترین حسن فیلم همین باشد که منظر نگاه خاص خود (نگاه کارگردان) را دارد. در سینمای جهان هم هر کارگردانی نگاه شخصی خود را حفظ کرده موفق به ساخت فیلم جنگی خوبی شده است.

شما قبلا در فیلم‌ها و سریال‌های بسیاری که در ژانر جنگی تولید شده، بازی کرده‌اید. بازی در فیلم «تنگه ابوقریب» چه تفاوتی با سایر نقش آفرینی‌هایتان داشت؟

در این فیلم، ماجرا زندگی کردن بود و همه نقش‌هایمان را زندگی کردیم. برای مردم عادی که جنگ را ندیده‌اند جای تعجب دارد که رزمنده‌ها در میان آتش و خون با هم شوخی کنند و بخندند، ولی واقعا چنین اتفاق هایی در جنگ می‌افتاد و اگر به خاطرات رزمنده‌ها رجوع کنید و یا پای صحبت‌های‌شان بنشینید خواهید دید که آنها در میانه جنگ هم شوخی می‌کردند. برای تماشاگر عجیب است که یک رزمنده در میان کارزار جنگ و وقتی با مرگ فاصله‌ای به باریکی یک مو دارد با خنده به رفیقش بگوید حسرت هویج بستنی که نخورده به دلش مانده و کاش لیوان را تا آخر خورده بود. این شاید برای مخاطب خنده دار به نظر برسد ولی واقعیت جبهه همین بود و چنین لحظاتی به وفور در میان خاطرات رزمنده‌ها شنیده و خوانده می‌شود.

فیلم را روی پرده دیده‌اید؟ نظرتان درباره فیلم به عنوان یک مخاطب و سینما دوست چیست؟

فیلم را دوبار در جشنواره دیده‌ام. یک بار همراه تماشاگران و بار دیگر به همراه منتقدان. به نظر من تا به حال در سینمای ایران چنین فیلمی ساخته نشده است. این فیلم در حد و اندازه استانداردهای جهانی‌ است و همه ویژگی‌های تولیدهای بزرگ روز سینمای جهان را دارد. «تنگه ابوقریب» می‌تواند به عنوان یک الگوی ایرانی در زمینه فیلم جنگی به دنیا معرفی شود.

چه پیش‌بینی از استقبال مخاطب از این فیلم دارید؟

بسیاری از سینما دوستان منتظر اکران این فیلم هستند و پخش‌کننده برنامه‌ریزی حرفه‌ای و جدی برای فروش خوب فیلم داشته است. هم به عنوان بازیگر فیلم و هم به عنوان یک سینما دوست امیدوارم فیلم به فروش خوبی دست پیدا کند و سینما دوستان این فیلم را حتما روی پرده سینما ببینند.