ما همه گناهکاریم/ نقد فیلم «دارکوب»

منتشر شده در 17 بهمن 1396
ما همه گناهکاریم/ نقد فیلم «دارکوب»

«دارکوب» شروعی درگیر کننده و جذاب دارد و چیدمان اتفاقات قصه طی روالی منطقی و کلاسیک پیش رفته و آخرین فیلم شعیبی را به درامی خوش ریتم بدل می کنند.

الناز دیمان: «دارکوب» درامی اجتماعی است که سعی دارد در کنار روایت قصه ی شخصیت هایش به زوایای کمتر دیده شده جامعه ورود کرده و این زوایا را به مخاطبان و مسئولان اجتماعی نشان دهد. حتما شما هم درباره مغضل ترسناک و نسبتا جدید نوزاد فروشی زنان باردار مطالب و اخباری را در رسانه ها خوانده و شنیده اید. در بخش هایی از جنوب شهر تهران و پارک های این منطقه و همچنین در حواشی سایر ابر شهرها زنان و مردان معتادی زندگی می کنند که صاحب فرزند شدن برایشان در حکم ممر درآمد است. این نوزادان بلافاصه پس از تولد به دست دلان سپرده می شوند تا به فروش برسند. البته این نوزادان که اغلب شان بواسطه اعتیاد مادر، معتاد بدنیا میایند تحویل خانواده های بی فرزند نمی شوند بلکه به متکدیان خیابانی فروخته می شوند تا بدل به اسبابی شود برای جلب ترحم مردم و در نهایت کسب درآمد. عمر این نوزادان معمولا بخاطر اعتیاد چندان بلند نیست و اگر شانس آورده و از بند اعتیاد ناخواسته خلاص شوند تازه زندگی سراسر رنج و سختی شان آغاز می شود. اگرچه محور اصلی داستان فیلم «دارکوب» نوزاد فروشی زنان و مردان معتاد نیست اما به صورتی پررنگ به این قضیه نیز پرداخته می شود. قصه اصلی فیلم اما درباره مردی موفق است که زندگی خوب و خوشی با همسر و دختر کوچکش دارد تا اینکه پای مهسا همسر سابق اش که حالا تبدیل به زنی معتاد و خیابان خواب شده به زندگی شان باز می شود و...

قصه اصلی فیلم چندان تازه بنظر نمی رسد اما روایت خوب و بازی های گیرا باعث می شوند تکراری بودن داستان توی ذوق نزند. فیلم شروعی درگیر کننده و جذاب دارد و چیدمان اتفاقات قصه طی روالی منطقی و کلاسیک پیش رفته و آخرین فیلم شعیبی را به درامی خوش ریتم بدل می کنند. سیر اتفاقات و اوج و فرودهای روایی طوری چیده شده اند که بعد از افت منطقی ریتم در بخش هایی از فیلم، بلافاصله با اتفاقی غافلگیر کننده یا بزنگاهی دراماتیک روبرو می شویم. از این منظر «دارکوب» را باید اثری منطبق با شیوه روایی کلاسیک دانست که تکلیف اش از ابتدا با خود و مخاطب روشن است. فیلم قصه اش را سرراست تعریف می کند و در این مسیر نه به زیاده گویی روی میاورد و نه در ارائه اطلاعات خست به خرج میدهد به همین خاطر توان و پتانسیل راضی نگه داشتن مخاطب را دارد.

شعیبی در «دارکوب» از نظر محتوا به فضای اولین فیلمش دهلیز نزدیک شده و در کارگردانی نمره قابل قبول تری میگیرد. فیلمنامه با دقت و خوب نوشته شده و با اینکه مخاطب پیش زمینه چندانی از شخصیت ها ندارد با آنها همدلی می کند. همچنین کارگردان خود را در مقام قضاوت قرار نمیدهد و دوربین اش را همانند چشم سوم وارد بطن زندگی شخصیت های اصلی قصه اش میکند. در «دارکوب» همه همانقدر که گناهکار بنظر می رسند معصوم و آسیب دیده اند. اما آنچه کار شعیبی را در رسیدن به درامی نسبتا خوش ساخت فراهم کرده بازی خوب بازیگران است. سارا بهرامی در نقش برونگرایانه اش اجرای قابل قبولی دارد. مهسا زنی بازنده است که به آخر خط رسیده اما همچنان خصایص انسانی خود را حفظ کرده و در فیلم به ظرافت به این رگه های انسانی اشاره می شود. برای مثال جایی که دو زن در خانه قمرخانمی که مهسا در ساکن است شروع به دعوا و کتک کاری می کنند و تینا که باردار است قصد می کند برای سوا کردن به طرف شان برود مهسا با ضربه آرامی روی سینه اش به او می گوید " تو نرو" و یا وقتی برادرش در حین تعقیب و گریزشان زمین میخورد بلافاصه با نگرانی به سمت برادر رفته تا حالش را جویا شود. این اشارات ظریف خیلی بیشتر از مرام مهسا برای اخاذی پول از همسر سابقش به نیت نجات نوزاد تینا روی مخاطب اثر گذاشته و باعت ایجاد همدلی می شود. نقش مهسا از آن نقش هایی است که به اصطلاح دیده می شود و خواست هر بازیگری است که برای یکبار هم شده ایفاگر چنین نقشی باشد. بازی در نقش هایی با کنش هایی تا این حد بیرونی و انفجاری برای بازیگران حرفه ای چندان سخت و پیچیده نیست و کافی است بازیگر به سمت اغراق نرود که بهرامی در بیشتر سکانس های حضورش در این مهم موفق عمل می کند. در مقابل بازی مهناز افشار کوتاهتر و درونگرایانه تر است. نقش نیلوفر طوری است که به سادگی میتوانست به شخصیتی تخت و تلویزیونی بدل شود اما افشار با بازی خوبش این نقش را از ملال و یکنواختی نجات می‌دهد.

«دارکوب» با وجود اینکه از سطح یک درام متوسط بالاتر نمی رود برای کارگردان جوانش گامی کوچک ِروبه جلو محسوب می شود. شعیبی می‌تواند با در دست داشتن سوژه ای بکر و فیلمنامه ای شسته رفته تر سطح فیلم هایش را از متوسط بالاتر ببرد. با تماشای «دارکوب» می توان با این امید که کارگردان با ساخت سه فیلم بلند تجارب خوبی کسب کرده و حالا می تواند فیلم های "خوب" بسازد منتظر آثار بعدی شعیبی ماند.